تبليغاتX
کسری و بچه های خاله اش -

کسری و بچه های خاله اش

سلام خاله جونیها و دوستای گلم که به من سر می زنین Hello 

این روزا اوضاع خیلی خوب پیش میره  چون اینجا هم تعطیله و من و نینانا و امیر همه اش با همیم.

خاله جونم داره خونه اش رو عوض می کنه و می ره یه خونه بزرگتر و بهتر ،دیگه اونجا آپارتمان نیست که

از ترس همسایه پایینی نتونیم تکون بخوریم از این جهت من و نینانا و امیر  خیلی خوشحالیم

روز یکشنبه گذشته نینانا تولد یکی از دوستای نرسریش دعوت بود من و امیر هم رفتیم

آخه اونجا یه محوطه سر پوشیده بود مخصوص بازی Bowling 

 ما با خرج خودمون رفتیم ولی نینانا که خوب دعوت بود دیگه.

 خیلی خوش گذشت. یادتونه گفته بودم من از بونسی کسل می ترسیدم  Drooling Bouncy Smiley ولی ایندفعه دیگه نترسیدم و کلی هم خوشم اومد Bravo  Clapping Hands  یه سرسره

بلند بود که مامی بیچاره رو مجبور کردم با من سر بخوره و کلی با هم خندیدیم.

دیشبی خاله جونم داشت به نینانا شیر میداد ( من نی دونم این نینانا تا کی می خواد مم شیر بخوره )

یه دقه نینانا رفت نیدونم کجا و خاله جونیم هم دراز کشیده بود

 منم بدون اینکه در بزنم وارد حریمشون شدم سرم و انداختم پایین و

 رفتم خوابیدم رو دست خاله و شروع کردم مم شیر خاله رو خوردن Shy Whistler

 .مامی و خاله از تعجب چشماشون گرد شده بود قیافه هاشون دیدنی بود Electric  Shocked

 

دوستون دارم یه عالمه Kisses 







+نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت6:14توسط کسری | |