تبليغاتX
کسری و بچه های خاله اش -

کسری و بچه های خاله اش

سلام به همه دوستای گلم  Hey 

اول از همه اینکه بعد از ۲ سال و ۵ ماه زبون باز کردم نه اینکه اصلا حرف نمی زدم ها  نه اونجوری که

مامی و بابا جونی دوست داشتن حرف نمی زدم آخه آیار (خشایار داداش جونیم)خیلی زود به حرف

اومده به همین خاطر مامی و بابا جونی فکر می کردن من تنبلم Pouty .ولی الانه حرف می زنم با

 صرف تنها یه زمان از افعال مثلا :

بخورم و خوردم و خوردی همه اشون بخورمه با  تشدید روی خ .

خیلی از کلمات رو درست تلفظ می کنم ااما بعضی از کلمات رو اینجوری می گم :

: بُبایل(موبایل) ـ باشین(ماشین) ـ      اِسواک (مسواک) ـ

 یابلو(love you) ـ شی یو (see u)....

این روزا یکی از سر گرمی هام شده بازی کامپیوتری  Vidiots . صبح ها تا چشم باز می کنم به

مامی می گم بازی کو؟یعنی برام بازی بذار.تو بازیهای کامپیوتری هم باشین و بوتور رو از همه بیشتر

 دوست دازم .فقط کافیه مامی کامپیوتر و برام روشن کنه اونوقت خودم می دونم چه جوری برم تو سایت

 بازی و چه جوری بازی مورد علافه ام رو پیدا کنم..

البته مامی از این موضوع ناراحته چون مرتبا بهم می گه چشمات ضعیف می شه گل پسر مامان و لی

کو گوش شنوا.

من  پرنده ها و سگها را خیلی دوست دارم  Feeding Birds .اما یه چیزی می گم به کسی نگین همونقدر که پرنده ها و

سگها رودوست دارم به همون اندازه هم ازشون می ترسم Secret  Cover Up .

راستی یه چیزی که یادم رفت بگم اینه که تو اسباب بازیها  عاشق باشین و بوتورم  Convertible  Motorcyle .

ناگفته نمونه که وقتی می آم خونه خاله جونیم عروسکهای نینانا رو می گیرم و باری می کنم .

همین دیشب بود  وقتی نینانا داشت می خوابید عزوسکش و برداشتم و گذاشتم تو کالسکه و

 بردمش پارکو بعدش هم گریه نینانارو در آوردم.

مثل اینکه خیلی حرف زدم

دوستون دارم فد یه دنیا Love Drops  Best Friends 1 

واسه اینکه این پستم خسته کننده نباشه چند تا عکس از یک سالگیم ببینین:

 

 

 







+نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت10:32توسط کسری | |