تبليغاتX
کسری و بچه های خاله اش

کسری و بچه های خاله اش

                          

                          

                          

سلام عرض شد

همگی خوبید که؟خدا رو شُرک. امروزی که از خواب پا شدم

نیدونم شِرا مامیم هَفس کرده بود که از من به عکسه.

 من با قیافه خواب آلود و موهای ژولی پوولی ٬با پیجامهتوی عکسها هستم.

اینخَده عکس گرفت که من عصبانی شدم و یه داد محکم کشیدم سرش.

 اون عکس آخری همون دادست.

تا یه وقت دیگه

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت20:59توسط کسری | |






منبع : www.Persian-Star.org





منبع : www.Persian-Star.org



منبع : www.Persian-Star.org

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت16:34توسط کسری | |

زیباترین روز دنیا

تولت مبارک

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت13:24توسط کسری | |

Hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

امروز تفلد داداشی منه

اونی که بیشتر تر از دنیا  دوسش دارم

اسم داداشم خشایاره البته من نمی تونم اسمش و خوب بگم اون افل افلا

می گفتم آخار اما حالا که بزرگتر شدم می گم آیار

آیار جونم تولدت مبارک

happy birth day to khashayar

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت4:21توسط کسری | |

HELLOOOOOOOOOOOOOOO

امروز بعد از مدتی تونستم بیام

نیدونم چرا چند وخته که حال حرفیدن ندارم

شاید بخاطر هفای بهار باشه

که همه می گن آدم تو بهار یه روز سروحال یه روز کسل

اینخده بی حوصله شدم که اصلا سراخی از کامپیوتر نمی گیرم

یه جورایی دست از سر کامپیوتر برداشتم

البته یه چیزای دیگه جایگزینش کردم اگه گفتین چی؟

اگه قول بدین به کسی نگین بهتون میگم

قابلمه و کاسه ٬ بشقاب و این جور چیزا

بیچاره مامیم که هر روز باید همه ظرفاشو بشوره

الان هم برنامه مورد علاقه ام شروع شد (in the night garden)

یه برنامه دیگه که من خیلی دوست دارم( pocoyo) هست آخه یه شورایی شبیه خودمه

من برم تا برنامه ام تموم نشده

تا یه وقت دیگه

بای

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

پایین نوشت:

دیروزی یه خبر خوبی شنیدم که نگین

می دوونین چی ؟ خاله فاطی جونم داره می یاد پیشمون اینقده همه مون ذوقیدیم که نگو

بالاخره من میتونم یکی از دوستای خوب مامی رو ببینم وهمینطور پسرش مانی رو 

که می تونه دوست خوبی واسه من باشه .تازه مامی از تنهایی در میادآخه نمی دونیین

 مامی چقده خوشحاله

 

+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت14:35توسط کسری | |

                 

                 

+نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت13:48توسط کسری | |

سلام دوستای گلم

قبل از هر چیز یه توضیح در مورد عکس عرشیا بدم.اینکه عرشیا پسر داییم هست ولی متاسفانه هتوز ندیدمش .دلم می خواد زود زود بتونم همه فامیل رو از نزدیک ببینم. عرشیا جون دوست دارم یه عالمههههههههههههههههههههههمینطور تورو محمد جان

موضوع بعدی اینکه هفته گذشته که عید پاک بود رفته بودیم خونه خاله جونم اینا که خیلی هم خوش گدشت .یه روز که هوا آفتابی بود و ما هم که اینجا یه جورایی آفتاب ندیده شدیم هول هول زدیم بیرون که مبادا هوا دوباره تغییر عقیده بده و بارونی بشه. البته باد  که جزو لا ینفک هوای اینجاست اون روز هم باد می اومد . در هر صورت رفتیم کلی خوش گذشت  .سرسره هاش اینقده بلتد و مارپیج بود که نگو .داداش جونیم کلی به من حال داد و من و سوار کرد. ایندفه حتما حتما از سرسره عکس می گیرم براتون می ذارم. ایتم جریان پارک رفتن ما. دوستون دارم یه عالمههههههههههههههههههههههه

 

+نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت17:50توسط کسری | |

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت20:21توسط کسری | |

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت20:16توسط کسری | |


+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت20:10توسط کسری | |